بررسي شيوههاي كهن و نوين قصهگويي با تأكيد بر بررسي نقش ابزارها در جريان قصهگويي
چكیده قصهگویی یكی از مؤثرترین شیوههایی است كه امكان اجرا و گوش سپردن به آن در همهجا و زمانی میسر است. این هنر نیز مثل بسیاری از هنرها در بستر تاریخی خود دچار تغییرات بیشماری شده است. در عصر تكنولوژی قصهگویی نیز با حفظ ماهیت سابق خود از ابزارهای نوینی برای توسعه خود بهره برده است. در این مقاله تلاش میشود تا ضمن ارائه تعریفی از قصهگویی كهن و نو به بررسی شباهتها و تفاوتهای بین این دو شیوه قصهگویی اشاره شود و با در نظر گرفتن عامل ابزار به عنوان یكی از موارد مورد استفاده و توجه توسط قصهگویان در بستر تاریخی و جدید خود نقش ابزار در قصهگویی نوین و كهن با هم مورد بررسی قرار بگیرد. همچنین در این مقاله نویسندگان به ارائه چند شیوه نوین در قصهگویی مدرن امروزی برای توسعه و در دسترس قرار دادن قصهها اشاره میكنند و ابزارهای پیشنهادی در توسعه قصهگویی را معرفی میكنند. واژههای كلیدی: قصهگویی كهن و نو، ابزار در قصهگویی، شیوهها و روشها مقدمه قصهگویی سادهترین و ارزانترین و در عین حال مؤثرترین شیوههای نمایشی است كه امكان اجرای آن برای هر خانوادهای وجود دارد. قصهگویی برنامهای است كه تا حد زیادی سبب رضایت و خشنودی قصهگو از یك سو و مخاطبهایش از سوی دیگر میشود. (آناپلویسكی) قرنهاست كه قصه و قصهگویی بهترین راه بیان آرزوهاست و زبان مشترك مردم برای انتقال معانی و ارزشهای اخلاقی و فرهنگی از نسلی به نسل دیگر بوده است؛ اما این هنر در سیر تاریخی خود با تغییرات بسیاری همراه بوده كه به نظر میرسد همین امر موجب شده تا تفاوتها و شباهتهای زیادی بین قصهگویی به عنوان یك هنر قدیمی و قصهگویی با شیوههای نوین به وجود بیاید. هنر قصهگویی با شیوههای كهن در بستر تاریخی تحلیلی قصه از زمانی متولد شده است كه انسان به وجود آمده و تا زمانی هم كه انسان بر روی این كره خاكی هست قصه هم خواهد بود. قصه انسان را وارد یك دنیای پررمز و راز میكند. گاه درهای رمز و راز را به روی انسان میگشاید و گاه بر این درگاه قفلی میزند تا انسان را به تفكر وادار كند. قصه زبان حال و درون انسان است و زبانی است كه قابلیت ترجمه به زبانهای دیگر را دارد. با باورها، عقاید، آداب و رسوم درآمیخته و نقش ویژهای در ایجاد تغییرات فرهنگی جوامع ایفا میكند. (اسدالله شكرانه) در قصهگویی كهن قصهگویان با قوالی، نقالی؛ پردهخوانی و... سعی میكردند مخاطب را با خود همراه كنند و با بهرهگیری از هنر قصهگویی صمیمیتی خاص را بین خود و مخاطبهایشان به وجود میآوردند. اهمیت قصه و قصهگویی موضوعی نیست كه فقط در زمان ما مورد توجه قرار گرفته باشد. در بسیاری از اسناد و متون كهن مطالب و اشارههایی هست كه نشان میدهد قصهگویی به عنوان یك برنامهی آرامشبخش و تأمینكننده بهداشت روانی از قرنها پیش مورد توجه قرار گرفته است. (آناپلویسكی) قصهگویی در گذشتههای دور به عنوان یك شیوهی آموزشی خوب توصیه شده است. در واقع قصهگویی قدیمیترین شكل ادبیات است. در روزگاران كهن تاریخ؛ سنتها، مذهب، آداب، قهرمانیها و در واقع انتقال غرور ملی- مذهبی به وسیله قصهگوها از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد. قصهگو از گذشته، از ماجراهای قهرمانها و از پستیهای دشمن قصهها داشت كه نسل جدید هر جامعه یعنی كودك و نوجوان را تحت تأثیر قرار میداد. (دوبی، 2000) در نقل هر قصهای ماجرایی پیگیری میشود. ماجرایی كه نقاط مجهولی دارد و میتواند حس كنجكاوی كودك و نوجوان را برانگیزد و قدرت تخیل آنها را پرورش دهد. قصهگویی یادگار ارتباط شفاهی است كه بشر از گذشتههای دور كم و بیش با آن آشنا بوده است. نقش مهم قصهگویی با شیوههای معمولی را از نظر كاركردهای زیر میتوان مورد توجه قرار داد: 1. قصه میتواند یكی از بهترین روشها برای پربار كردن اوقات فراغت و سهیم كردن مخاطب در بهرهگیری از منابع مطالعاتی باشد. 2. قصه به رشد ذهنی كودكان و تسكین تنشهای روانی دوران رشد كودكی و انتقال ارزشها و اطلاعات نقش مهمی ایفا میكند. در قصهگویی با شیوههایی كه از گذشتههای دور در بین مردم رایج بوده است اهداف بسیاری نهفته است. در قصهگویی با شیوههای معمول به رشد و پرورش نیروی تخیل، رشد شناخت، تكامل ذوق هنری، شكوفایی شوق مطالعه و حتی توانایی بهبود سوادآموزی و تحصیل توجه بسیاری میشود. قصهگویی با شیوههای قدیمیتر به دلیل ارتباط مستقیم و چهره به چهرهی قصهگو با مخاطب به كودك این توانایی را میدهد تا با میراثهای قومی و ملی خویش آشنا شود و هویت خود را شكل دهد. كودكان در قصهگویی با شیوههای كهن با شركت در نشستهای قصهگویی و گوش دادن به قصهها، تعبیرها، عبارتها، واژهها و اصطلاحات نویی را میشنوند و با زبان و ادبیات مردم خود آشنا میشوند. در این شیوهی قصهگویی كودكان با احساسها، اندیشهها و ارزشهای گوناگون روبهرو میشوند كه برای آنها تازه و سرگرمكننده است. قصهها تخیل كودكان را به جولان درمیآورند و آنها را وارد حوزهای از ماجراها میكنند كه در هیچ حال دیگری فرصت رویایی با آنها را ندارند. (كمال پولادی، 1387) بهطور كلی در روشهای كهن قصهگویی؛ قصهگو داستانی را انتخاب میكند، آن را به خاطر میسپارد و با شیوهی نمایشی ویژهای بازگو میكند. قصهگو میتواند از متن و جملههای كتاب پیروی نكند. قصهگو در ترسیم صحنهها و بازگویی گفتوگوها آزاد است. قصهگویی با شیوههای معمول كاری خلاقانه و تجربهای شخصی است. این تجربه همواره دگرگون میشود و تكامل مییابد و میتواند تكرار تجربههای پیشین نباشد. در این شیوه میان قصهگو و شنونده ارتباط سازنده و دوطرفهی فعال و پویا در روند قصهگویی وجود دارد. هنر قصهگویی با شیوههای نوین در بستر ایجاد و بازیابی قصهگویی مدرن زاییده و برآمده از شیوههای كهن قصهگویی است كه با استحالهی جوامع سنتی و قبیلهای در جوامع امروزی از نظر شكل و محتوا تغییر كرده است اما جایگاه قصهگویی را گستردهتر كرده و از محدودهی مكانی مثل خانه یا قهوهخانه به محیطهای آموزشی، كارگاههای تولید آثار هنری برای كودكان و نوجوانان و صدا و سیما راه یافته است و ابزارهای نوینی را در خدمت قصهگویی قرار داده است. (حمید باقری، 1389) قصهگویی در دوران جدید با یاری وسایل و امكانات متنوعی چون رادیو، ضبط صوت، تلویزیون، ویدئو، شبكه اینترنت و... انجام میگیرد. سرشت كودك همراه با كنجكاوی و اشتیاق به دانستن است و قصهگویی میتواند به او كمك كند تا كشف كند و از این كشف لذت ببرد. در قصهگویی با شیوهها و رویكردهای نوین قصهگو تلاش میكند تا با استفاده از ابزارهای واسطه داستان مناسبی را برگزیند و نخست آن را بخواند و رویدادهایش را به خاطر بسپارد و سپس با آن ابزار آن قصه را به شیوهای پویا بازگو كند. قصهگو با این فعالیت سعی میكند تا اشتیاق خوب شنیدن را در مخاطب بالا ببرد و بهرهمند شدن از لذت قصه را به كودك منتقل كند. در قصهگویی امروزی والدین دیگر برای فرزندان خود قصه نمیگویند یا كمتر به آن توجه میكنند. حال آنكه ذهن كودك سرشار از فانتزی و خیالانگیزی است. پس باید بخشی از این كمبود با شیوههای جدیدتر مرتفع شود. از بحثهای بسیار مهم در شیوههای جدید قصهگویی میتوان به قصهگویی با ابزارهای ارتباط جمعی اشاره كرد كه در ادامه به كاربرد هر كدام در نقل قصهها برای مخاطبان پرداخته میشود. تلویزیون: یكی از ابزارهای نوین در قصهگویی تلویزیون است. این رسانه تأثیر و نفوذ گستردهای در همهی خانهها دارد و با استفاده از ظرفیتهای فوقالعاده خود توانسته است مخاطبان بیشماری را در ردههای سنی مختلف به سمت خود جذب كند. از مزایای عمدهی قصهگویی با استفاده از این رسانه علاوه بر مواردی كه در قصهگویی با شیوههای كهن هم قابل توجه است جذب مخاطبان بیشمار میباشد. همچنین در این شیوه قصهگو میتواند به قصهگویی با ابزارها نیز بپردازد و تنوع قصهگویی را بالا ببرد. ضمن آنكه صحنهسازی، طراحی دكور و استفاده از ابزارهای متعدد از ویژگیهایی است كه تلویزیون برای قصهگو فراهم میكند. تماشای حركات و حركات چهرهی قصهگو از نزدیك از امكانات عمدهای است كه این رسانه برای مخاطب خود فراهم میكند. بعضی از صاحبنظران تعمیم قصهگویی به همهی شیوههای ارائهی قصه اعم از كلام و نمایش، كلام و تصویر، یا بازی و حركت را قبول ندارند و به عنوان قصهگویی تأیید نمیكنند اما قصههای نو، قصهگویان جدیدی را با شیوههای جدید معرفی میكند و سریالهای تلویزیونی كه هر یك قصههایی را با بازیگران متعدد روایت میكنند مخاطبان زیادی دارند. (حمید باقری، 1389) رادیو: یكی دیگر از ابزارهای بسیار پردامنه رادیو میباشد و قصهگویی رادیویی یكی از برنامههای پرطرفدار علاقهمندان به رادیو است. رادیو به دلیل گستردگی و تنوع وسایل دریافت امواج در مكانهای مختلف قابل دسترس است و قصهگویی رادیویی قصهها را برای مخاطبینی تعریف میكند كه نه آنها را میبیند و نه از واكنشهای احساسی و تخیلی آنها خبردار است اما میداند كه عدهای در مكانهای مختلف و با شرایط مختلف صدای او را میشنود. این نوع از قصهگویی نیز هنری شخصی است كه هر قدر قصهگو به آن تسلط بیشتری پیدا كند مخاطبان زیادتری را به سمت خود جذب خواهد كرد. ضبط صوت: از دیگر ابزارهای قابل استفاده از روشهای نوین قصهگویی ضبط صوت میباشد. این وسیله این امكان را برای قصهگو فراهم میكند تا با پخش موسیقی، افكتهای صدا و دیگر امكانات صوتی بتواند قصهای را برای مخاطب خود بیان كند كه بارها و بارها قابل تكرار است و به شنونده كمك میكند تا قصه را به هر تعدادی كه میخواهد بشنود. لوح فشرده: اكنون علاوه بر نوارها و كاستهای صوتی كه قابل استفاده بر روی ضبط صوتهاست لوحهای فشرده نیز این امكان را برای مخاطبان فراهم كردهاند تا با ابزارهای جدیدتری مثل رایانه، mp3 و ... بتوانند از قصهگویی لذت ببرند. تلفن قصهگو: از دیگر برنامههایی كه قصهگویی را در شكل و نمایی جدید به میان خانوادهها میآورد قصهگویی با تلفن است. قصهگویان قصههایی را تعریف میكنند و با استفاده از امكانات ارتباطی، شبكههای مخابراتی با گرفتن یك شماره تلفن مخاطب میتواند قصهای را بشنوند و از آن لذت ببرند. قصهگویی دیجیتالی: استفاده از فناوری اینترنت موجب شده تا قصهگویان بتوانند با نقل قصهها و استفاده از جلوههای صوتی و بصری قصههای خود را از طریق اینترنت به اشتراك در سراسر دنیا بگذارند. این شیوهی قصهگویی میتواند پیامآور منابع تازهای از لذت برای كودكان باشد. قصهگویی با تلفن همراه: شاید بتوان به عنوان یك شیوه به قصهگویی با تلفن همراه هم پرداخت. این ابزار سبك و در دسترس اكنون به سرعت در حال توسعه است و كودكان و نوجوانان بیشماری روزانه بخشی از وقت خود را به كار با تلفنهای همراه خود میگذرانند. به نظر میرسد شركتهای تولید تلفن همراه بتوانند روی این زمینه نیز سرمایهگذاری كنند و امكانی را روی تلفنهای همراه ایجاد كنند تا استفادهكنندگان از تلفن همراه بتوانند لذت قصهگویی را همیشه با خود داشته باشند. قصهگویی با ابزار، گونهای از قصهگویی نوین بر پایهی قصهگویی كهن قصهگویی با ابزار نوعی از قصهگویی است كه قصهگو با استفاده از ابزارهای شخصی خود یعنی انتخاب مناسب كلمهها، صدا، رفتار، حركات و حالتهای چهره به آماده كردن قصه میپردازد. سپس آن را برای مخاطبین خود تعریف میكند. در این میان شاید لازم باشد قصهگو از ابزارهایی كه فكر میكند در جریان قصهگویی به روایت بهتر قصه توسط او كمك میكند نیز استفاده كند. ابزار در واقع مكمل لحن و كلام است و به عنوان یك عضو متمم در قصهگویی به حساب میآید. قصهگویی با ابزار یكی از انواع قصهگویی است كه در شیوههای نوین قصهگویی بسیار پركاربردتر از قصهگویی كهن خودش را نشان داده است. در این شیوهی قصهگویی قصهگو علاوه بر لحن و كلام كه اصلیترین ابزار است از وجود ابزار و آلات دیگری نیز در قصهگویی خود استفاده میكند. این ابزارها گاه میتواند یك وسیلهی صوتی و تصویری باشد، زمانی یك عروسك همراه و همكلام و زمانی دیگر چینش وسایلی خاص در صحنه و استفاده از آنهاست. در اینگونهی قصهگویی همچنین داستانها به صورت تكگویی، ترانه، آواز، همراه با موسیقی و با استفاده از تصاویر و ماسكها نقل و روایت میشود. از جمله عمدهترین وسایلی كه قصهگویان در گذشته در قصههایشان مورد استفاده قرار میدادند میتوان به نقاب كه توسط قصهگویان قرن هفدهم روسیه استفاده میشده، عصا و چوب دستی كه قصهگویان سنتی یونان و ایران باستان از آن بهره میبردهاند و اشكال سیمی مسلسل و پیوسته كه در آفریقا و هاوایی استفاده میشده نام برد. یكی دیگر از ملزوماتی كه در قصهگویی با ابزار از آن بهره برده میشود استفاده از تصاویر است كه به مراتب تأثیر بیشتری بر مخاطب خواهد داشت. كاربرد تصاویر به منظور تأكید و توان بخشیدن به قصه یا جلب دقت بیشتر شنونده از قرنها پیش مورد توجه بوده و قدمت آن به اروپای قرون وسطی میرسد كه از طومارهای پوستی نقاشی شده استفاده میكردند. همچنین استفاده از موسیقی نیز در اجرای قصه موجب هماهنگی بیشتر سخنان قصهگو و حركات او میشود و بر تأثیرگذاری پیام قصه نیز میافزاید. اكنون در قصهگویی نوین به ویژه در قصهگوییهایی همچون قصهگویی تلویزیونی، سینمایی و دیجیتالی ابزار، كمككنندهترین وسیله برای انتقال بهتر پیامهای قصه است. قصهگویان در این شیوهها همانگونه كه قصهگویان كهن از چوب، عصا، ماسك، تصویر و... در مواقع لزوم استفاده میكردند از جذابیتهای بصری سود میبردند تا مخاطب را در جریان قصه بیشتر با خود همراه كنند. استفاده از موسیقی نیز در قصهگویی مدرن كاربرد بیشتری یافته به گونهای كه در قصهگویی رادیویی، تلفنی، دیجیتالی موسیقی نقش بسیار مهمی ایفا میكند. در قصهگویی كهن استفاده از ابزار در روند قصه نقش مهمی دارد به گونهای كه اگر ابزار را از قصه جدا كنیم به درك و فهم قصه از طرف شنونده لطمه وارد میشود و مخاطب نمیتواند قصه را بهطور كامل بفهمد. در قصهگویی كهن مبتنی بر ابزار قرار بر انجام كارهای نمایشی و پرتحرك نیست حال آنكه در قصهگویی نوین گاهی استفاده از ابزار فقط برای جلب نظر بیشتر مخاطب است بدون اینكه ابزار جزء لازم و ضروری قصه باشد. بررسی تفاوتها و شباهتهای قصهگویی با شیوههای كهن و نو قصهگویی قدیمیترین شكل ادبیات است. از هزاران سال پیش از آنكه صنعت چاپ و خواندن و نوشتن به صورت پدیدههای همهگیر فرهنگی درآید تاكنون ادبیات شفاهی به شكل قصهگویی رواج داشته است. (دیویی چمبرز) در دنیای جدید رسانههای جمعی توانستهاند تا دورافتادهترین نقاط دنیا نفوذ كرده و همه را از اتفاقات پیرامونشان با خبر سازند اما با این حال هنوز هم قصهگویی زنده است و به كار خود ادامه میدهد. در واقع به دلیل آنكه ادبیات بخش مهم و اساسی هر جامعهای را به خود اختصاص میدهد در عصر ارتباطات و الكترونیك هم قصهگویی مجال زیادی برای عرضه پیدا كرده است. شباهتها 1. در قصهگویی كهن و نوین به تاریخ، سنتها، مذهب، آداب و رسوم و قهرمانیها توجه میشود. 2. در قصهگویی كهن و نوین غرور قومی و ملی به وسیلهی قصهگوها منتقل میشود. 3. در هر دو آموزش آداب و قوانین فرهنگ جامعه از طریق قصهگویی منتقل میشود. 4. در هر دو، قصه ابزار آموزشی و سرگرمكننده است. 5. كاربرد كلمهها و خیالآفرینی توسط قصهگوها در هر دو شیوه بسیار رعایت میشود. 6. در هر دو شیوه قصهها به مرور و با توجه به نیاز جامعه تغییر پیدا كرده یا ثابت میمانند. 7. در قصهگویی كهن و نوین قصهها در ایجاد صمیمت بین قصهگو و مخاطب مؤثر هستند. 8. در قصهگویی كهن و نوین قصهها زبان مشترك انسانها برای تشریح معانی و اشارهها هستند. 9. در هر دو قصهگویی مایهی نشاط و وسیلهی بهداشت روانی و زدودن ناراحتیهاست. 10. در هر دو رویكرد زمان قصهگویی زمان یك آفرینش دوجانبه است. تفاوتها در قصهگویی كهن قصهگو میتوانست بارها یك قصه را به میل خود تغییر دهد و شخصیتها را به هر شكل و لباس محلی كه قصه را در آنجا تعریف میكرد درآورد. در قصهگویی نوین با ضبط یك قصه امكان تغییر در آن نیست. در قصهگویی كهن قصهگو مخاطب خود را میدید و با ارتباط نزدیك و رودررو با او سعی میكرد آنها را در مسیر قصه با خود همراه كند و سرگذشتهای خیالی قهرمانان را به مخاطبش انتقال دهد. در قصهگویی نوین به دلیل اینكه قصهگو مخاطبانش را نمیبیند از تأثیرگذاری قصه بر اعماق روح مخاطب خود با خبر نیست. در قصهگویی كهن، قصهها به عنوان تار و پود شفاهی مورد توجه قرار میگیرد. در قصهگویی نوین كمتر به اصالت قصهها توجه میشود. در قصهگویی به شیوهی كهن قصهها در مسیر تاریخی خود و در نقل برای افراد مختلف صیقل مییافت كه تنها میتوانست نشانهی گذشت زمان بر آنها باشد. در قصهگویی به شیوههای نوین قصهها صیقل و تغییر لازم را پیدا نمیكنند و گاهی در برابر محبوبیت قصههای كهن به رقابت با آنها میپردازند. قصهگویی به شیوهی كهن تعداد مخاطب كمی را در اجرا تحت پوشش قرار میدهد. شیوههای نوین قصهگویی گستردهتر و دارای مخاطبین بیشتری است. با مرگ هر قصهگو صدا و قصههای او به فراموشی سپرده میشود. قصهگویی نوین این امكان را میدهد تا صدای قصهگو برای همیشه ماندگار شود. در قصهگویی با شیوهی كهن قصهگو ممكن است در هنگام اجرای قصه با مسائل و مشكلات از پیش تعیین شده روبهرو شود و مجبور شود قصه را به نفع آن مسئله تغییر دهد یا قصهگوییاش را قطع كند. در قصهگویی نوین قصه یكبار ضبط میشود و مسائل تصادفی در اجرای آن خللی وارد نمیكند. در قصهگویی كهن هیچ چیزی جایگزین هنر قصهگو نمیشود و پیوندی كه در زمان و مكان بین قصهگو و مخاطب به وجود میآید یك تجربهی ارزشمند خلاق و شخصی است. در قصهگویی نوین برنامههای تولیدی ارزش دیدن و شنیدن دارند اما جانشین واقعی قصهگو بهشمار نمیآیند. قصهگویی نمیتواند در سطح وسیع تجاری تولید شود و همچنان چاشنی جادویی خود را حفظ كند. در قصهگویی كهن قصه گو و شنونده با هم به خلق جهانی دست میزنند كه براساس تخیل و كلمهها بنا شده است. در قصهگویی نوین به دلیل عدم ارتباط نزدیك خلق دنیای تخیلی ممكن است به واسطهی عوامل مزاحم از بین برود. در قصهگویی كهن هنر قصهگو صدای اوست كه متناسب با حالات قصه تغییر میكند و براساس این طنین است كه شنوندگان برداشتهای متفاوتی از هر قصه پیدا میكنند. در قصهگویی نوین قصهگو فقط مجبور است در یك قالب و یكبار برای همیشه قصه بگوید و پس برای همیشه تمام میشود. پدیدهی آفرینش دو جانبه عاملی است كه موجب میشود هنر قصهگویی به شیوهی كهن بتواند همچنان مورد استقبال مخاطبان قرار بگیرد. قصهگویی نوین در عصر تكنولوژی راحتطلبی را همگانی كرده و ذهن برای نشان دادن همهی توان خود برای خلق صحنههای قصه فرصت كمی به دست میآورد. رابطهی صمیمی بین قصهگو و مخاطب یك موقعیت حقیقی است. رابطهی روشن و خاصی بین قصهگو و شنوندگان به وجود نمیآید و این خلاء آزاردهنده خواهد بود. در قصهگویی كهن قصهگو چیزی را به نمایش نمیگذارد بلكه در قصه با مخاطبش سهیم میشود. در قصهگویی نوین جنبههای نمایشی و بازیگونه مشاركت قصهگو و مخاطب را تحت تأثیر قرار میدهد. هنر قصهگویی كهن نیك هنر شخصی است كه باید گوینده شنوندگانش انسانهای زنده باشند و دارای ارزش حقیقی است. قصهگویی نوین یك هنر واقعی نیست بلكه سایهای از هنر قصهگویی است كه دارای ارزش حقیقی نیست و فقط یك فرآورده است. در قصهگویی كهن مخاطب گروههای سنی مختلف را با خود همراه میكند. در قصهگویی نوین بیشتر به كودك به عنوان مخاطب توجه شده است. جمعبندی قصهها افسونی از كلمات ظریف هستند كه تارهای ظریف قلب و امیدهای انسانی را پیوند میزنند. قصهها كمك میكنند تا مخاطبین ذهن كنجكاو و جستوجوگر پیدا كنند. قصهها به صاحب فرهنگ شدن، خوشبینی، تفاوت منطقی و داوری علمی و ذهن مخاطب كمك میكنند. قصهها از قدیمیترین روزگاران كهن تا اكنون وجود داشتهاند و در سیر تاریخی خود توانستهاند نسلهای مختلف را با خود همراه كنند. اگر بخواهیم از قصهگویی با شیوهی كهن تعریفی ارائه بدهیم به نظر میرسد توجه به چند نكته اهیت دارد: قصهها همواره علاوه بر جنبهی سرگرمی قالب مهمی برای ارائهی عقاید و افكار و پیامهای صاحبان اندیشهها بودهاند. در واقع قصهها بیانگر، سازماندهنده و تقویتكنندهی افكار، احساسات، اعتقادات و رفتارهای مردم نیز بودهاند. پس در قصهگویی با شیوهی كهن قصهگو داستان كوتاهی را از جوانب مختلف برای مخاطب خود به شكل موجز و رودررو و بیهیچ ابزار خاصی با استفاده از صدا و حركات خود بازگو میكند. در این شیوهی قصهگویی، یك ارتباط مستقیم و بیواسطه بین قصهگو و مخاطب ایجاد میشود و وقتی این پیوند جادویی ایجاد شده قوهی تخیل به جنبش درمیآید و شنونده با تصاویری كه به كمك قصهگو در ذهن میسازد به دنیای دیگری گام میگذارد كه تا انتهای قصه وجود حقیقی خواهد داشت. در واقع در شكل سنتی یا كهن قصهگویی، هنر روایت شفاهی توسط قصهگو در ارتباط با یك یا چند مخاطب شكل میگیرد. قصهگوی سنتی به جای خواندن از روی یك كتاب فقط از طریق صدا و حركات بدن برای گفتن قصه استفاده میكند. در این شیوه سه عنصر قصهگو، مخاطب و قصه بسیار مهم هستند و اصلیترین هدف این شیوهی قصهگویی اول سرگرمی است و بعد به سایر جنبهها توجه میشود. پس قصهگویی با شیوهی سنتی گونهای از قصهگویی است كه از ابتدای پیدایش این هنر وجود داشته و قصهگو با تأكید بر ماهیت خود قصه و با استفاده از لحن و كلام و حركات مخاطب را به قصهی خود جذب میكند. با رشد و توسعهی جوامع و گسترش تكنولوژی قصهگویی نیز به جامههای تازهای نیاز داشت تا به حیات خود ادامه دهد. بر همین اساس انواع جدید از قصهگویی با ابزارهای موجود شكل گرفت كه آنها را قصهگویی نوین مینامند. شیوههایی كه در آن ابزارها مهم هستند و بیش از جنبهی سرگرمی به جنبه آموزشی توجه میشود. در این شیوه از قصهگویی قصهگو مخاطب زیادی دارد و علاوه بر استفاده از حركات صورت و كلام خود از ابزارهایی همچون صدا، اشیاء، عروسك و... برای جذابیت بخشیدن به كار خود استفاده میكند. در قصهگویی به شیوهی نوین از سه عنصر مهم قصهگویی؛ بیشتر به قصهگو و قصه توجه میشود و مخاطب معمولاً كمتر مورد توجه قرار میگیرد و قصهگو نمیتواند ارتباط صمیمی با مخاطب خود داشته باشد. پس قصهگویی با شیوهی نوین گونهای از قصهگویی است كه با تغییرات تكنولوژی به وجود آمده و قصهگو علاوه بر استفاده از هنرهای شخصی خود از ابزارهای مختلفی برای توسعه قصهگویی خود در بین جامعهی گستردهتر مخاطب خود استفاده میكند. منابع: 1. بتلهایم، برونو، افسون افسانهها، ترجمه اختر شریعتزاده، نشر هرمس، تهران، 1381. 2. بتلهایم، برونو، كودكان به قصه نیاز دارند، كمال بهروزنیا، نشر افكار، تهران، 1384. 3. پولادی، كمال، بنیادهای ادبیات كودك، كانون، تهران، 1386. 4. پولادی، كمال، رویكردها و شیوههای ترویج خواندن، مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات كودك، تهران، 1387. 5. پلووسكی، آن، دنیای قصهگویی، محمدابراهیم اقلیدی، سروش، تهران، 1364. 6. پلویسكی، آن، قصه و قصهگویی در خانه و خانواده، مصطفی رحماندوست، مدرسه، تهران، 1372. 7. جمالزاده، محمد؛ وارث، مهدی، قصهگویی و نمایش خلاق و تأثیر آن بر كودكان، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، 1390. 8. چمبرز، دیویی، قصهگویی و نمایش خلاق، ثریا قزلایاغ، مركز نشر دانشگاهی، تهران، 1378. 9. حجوانی، مهدی، قصه چیست؟ حوزه هنری، تهران، 1376. 10. داد، سیما، فرهنگ اصطلاحات ادبی، نشر مروارید، تهران، 1381. 11. شاهآبادی، حمیدرضا، مقدمهای بر ادبیات كودك، كانون، تهران، 1386. 12. غنی، رضا، اصول و روشهای قصهگویی، معاونت فرهنگی كانون، تهران، 1378. 13. كاربخشراوی، ماشاءالله، چگونه كودكان و نوجوانان را به مطالعه علاقهمند كنیم، مدرسه، تهران، 1378. 14. كریمی، قاسم، برگزیده مقالات قصهگویی نهمین و دهمین جشنواره قصهگویی، معاونت فرهنگی كانون، تهران. 15. گرین، الین، هنر و فن قصهگویی، طاهر آدینهپور، نشر ابجد، تهران، 1378. 16. لاریك، نانسی، چگونه معلم كودكان خود باشیم، مهین مهتاج، كانون، تهران، 1376. 17. مهاجری، زهرا، قصه و قصهگویی، خانه آبی، مشهد، 1375. 18. نشریات پژواك، آفرینشهای ادبی كانون. 19. اینترنت، سایت معاونت فرهنگی، مقالات حمید باقری و بهنوش بساككاظمی.
+ نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 9:11 توسط رضا
|